أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
192
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
دوّم كه اعادت است فرو نمانيم نه كه ايشان در لبسى و پوشيدگىاند از خلق دوّم يعنى بعث و نشور ، و ما آفريديم آدمى را و دانيم آن چيز را كه وسوسه كند به آن نفس او ، و دانيم كه در دل چه دارد و اسرار و ضماير وى شناسيم و ما به دو نزديكتريم از رگ گردن او اين مثلى است كه خداى تعالى زد در علم او باحوال آدمى بر سبيل تشبيه و مبالغه چون فراميگيرند آن دو فرشتهء راست و چپ وى كه خداى تعالى ايشان را بر آدمى موكّل كرده است دو بروز و دو بشب تا احوال او مىدانند و افعال او مىنويسند با آنكه خداى تعالى عالمست تا حجّت بر وى متوجّه شود يك فرشته بر راست وى حسنات نويسد و ديگرى بر چپ وى سيّئات نويسد و بيكى از ذكر ديگر اكتفا كرد قعيد گفت : يعنى نشسته امير المؤمنين على عليه السّلام از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : جاى اين دو فرشته بر گوشههاى دهن آدمى است زبان وى قلم ايشانست و آب دهن وى مداد ايشانست و آدمى خوض مىكند در آنچه ويرا به كار نيست ، از خداى تعالى و ازيشان شرم نمىدارد . ابو امامه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : كاتب حسنات بر دست راست مرد باشد و كاتب سيّئات بر دست چپ ؛ و وى در حكم فرشتهء دست راست است ، چون مرد حسنهء بكند كاتب حسنات يكى را ده بنويسد و چون سيّئهء بكند فرشتهء دست چپ را گويد : منويس ؛ باشد كه پشيمان شود و استغفار بكند يك دو ساعت رها نكند كه بنويسد تا هفت ساعت آنگه يكى را يكى بنويسد . حسن گفت : اين دو فرشته دور نشوند الّا در وقت قضاء حاجت و در وقت خلوت . ابو هريره و انس روايت كردند از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : هيچ صحيفهء بر خداى تعالى عرض نكنند كه در اوّل و آخر وى خيرى بود و طاعتى الّا كه خداى تعالى گويد : من آنچه در ميان اين دو طرف است بوى بخشيدم . و انس روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : چون بندهء مؤمن را وفات رسد آن دو فرشته گويند . بار خدايا ما را چه ميفرمائى ؟ بر آسمان شويم ؟ - حقّ تعالى گويد : آسمان مملوّ است از فرشتگان ، گويند : بار خدايا